مهاجران بازگشته چه گونه با جامعه مواجه می‌شوند. (421 واژه)

مهاجران بازگشته چه گونه با جامعه مواجه می‌شوند. (421 واژه)

 

مهاجرت پدیده‌ی رایج و در عین حال عجیبی است. عجیب بودن آن به این دلیل است که عموماً میل به مهاجرت بسیار بالاست ولی برنامه‌ریزی و اقدام به مهاجرت با اختلاف قابل توجهی کم‌تر از آن هستند. بر اساس آمار معتبر منتشر شده از سوی رصدخانه‌ی مهاجرت ایران این سه نرخ در جهان دارای شکاف عمیقی هستند (حدود 700 میلیون تمایل به مهاجرت دارند ولی تنها چند ده میلیون نفر برای آن برنامه‌ریزی و اقدام می‌کنند). در کشورهای کم‌تر توسعه‌یافته این نرخ‌ها کمی متفاوت است. گرچه نرخ میل به مهاجرت در ایران در مقایسه با متوسط جهانی همیشه در حدود دو برابر بوده است، اما نرخ برنامه‌ریزی و اقدام به مهاجرت در ایران، به دلایل بسیاری از جمله مشکلات ویزا و نرخ برابری ارزش پول‌ها، همواره کمتر از متوسط جهانی آن بوده و هست. نکته‌ی عجیب‌تر این که در همین کشورها بالا بودن میل به مهاجرت مجدد در میان افرادی است که یک بار سابقه‌ی مهاجرت داشته و به هر دلیلی به میهن خود بازگشته‌اند.


از طرفی هر فرد مهاجر در کشور مقصد دچار یک شوک فرهنگی اجتماعی می‌شود. بیشتر کولونی‌هایی که از مهاجران در مناطق مختلف تشکیل می‌شود برای شبیه‌سازی یک نمونه‌ی کوچک‌تر از جامعه‌ی مبدأ در کشور مقصد است. برای هم‌بند شدن (integration) با جامعه به همراهی و برنامه‌های عمومی دولت‌ها نیاز است. از جمله اقدامات در راستای هم‌بندسازی مهاجران با جامعه‌ی مقصد می‌توان به برگزاری دوره‌های آموزشی فرهنگی، قوانین و مقررات و … یا ارائه‌ی تسهیلات و امکانات ویژه‌ی این افراد اشاره نمود. نکته‌ی مهم در رابطه با این شوک فرهنگی این است که با گذشت زمان به صورت خودکار در افراد برطرف شده یا کم‌رنگ‌تر می‌شوند. اما از طریق روش‌هایی که عموماٌ بر مبنای شبکه‌سازی هستند، نه تنها سرعت این هم‌بندسازی بالاتر می‌رود، بلکه باعث ایجاد و شکل‌گیری ایده‌های جدید در کشور مقصد می‌گردد.

 

شوک فرهنگی بعد از مهاجرت برای افرادی که پس از مهاجرت به کشور خود بازمی‌گردند، دو برابر آسیب به همراه دارد. چرا که اولاً این افراد برای بار دوم با این شوک مواجه می‌شوند و ثانیاً این بار شوک فرهنگی در مواجهه با فرهنگ زادگاه خودشان است. هم‌بندسازی این افراد با جامعه‌ی مقصد جدید (مبدأ واقعی) بسیار حیاتی و لازم قلمداد می‌شود. یکی از سنگین‌ترین فشارهای روانی بر سر مهاجران بازگشته به ایران عبارت است از شنیدن مداوم و روزانه‌ی سوال تکراری «چرا برگشتی؟» به گونه‌ای که از پاسخ دادن آن نه تنها خسته می‌شوند که بعضاً بارقه‌هایی از سرخوردگی را هم در ایشان ایجاد می‌کند، تا جایی که اندیشه‌ی مهاجرت مجدد در ذهن ایشان – حتی به صورت یک فکر خام – کاشته می‌شود.

سیاوش خالدان
22 مرداد ۱۳۹۸

#مهاجرت #مهاجرت_مجدد #مهاجرت_معکوس #مهاجرت_بازگشتی #مهاجر #همبندسازی #اجتماعی #فرهنگی #اقتصادی #سیاسی #جامعه #مردم #فرهنگ_سازی #چرابرگشتی #بازگشت_به_میهن #فرارنخبگان #فرارمغزها #بازگشت_نخبگان #متخصصان #مابک #ایران #ایرانی #ایران_نالج #متخصصان_ایرانی #شبکه_سازی #کارتیمی #آموزش #جامعه_شناسی #روانشناسی #انسان_شناسی

زنانه شدن مهاجرت‌های بین‌المللی

زنانه شدن مهاجرت‌های بین‌المللی

 

 

سعیده سعیدی[1]

مهاجرت، همانند هر پدیده اجتماعی دیگر، یک فرایند جنسیتی است و امروزه افزایش کمی و کیفی حضور زنان در این عرصه به زنانه شدن مهاجرت و جابجایی انجامیده است. به این معنا که زنان دیگر صرفا مهاجران تبعی و پیرو نیستند بلکه خود دارای نقشی فعال و مستقل در این فرایند می باشند و مهاجرت را راهبردی جهت گریز از محدودیت‌ها و و تلاش در جهت در متن قرار گرفتن می دانند. طبق آمارهای سازمان ملل متحد امروزه زنان نیمی از مهاجران در دنیا را شامل می شوند. میزان مهاجرت زنان از 46.7 درصد در سال ۱۹۶۰ با رقمی در حدود 125 میلیون نفر به 48.4 درصد در سال 2017 افزایش یافت. سهم زنان در مهاجرت در مناطقی همچون آمریکای شمالی، اروپا و اقیانوسیه از مردان پیشی گرفته است.

روند مهاجرت زنان تحصیل کرده نیز در دهه گذشته با افزایش چشم‌گیری در جهان مواجه شده است. الگوهای سنتی مهاجرت بیشتر مردگزین بوده و زنان در بیشتر موارد مهاجران تبعی و پیرو همسر یا پدر خود بوده اند. این الگو در سال‌های اخیر با تغییر مواجه شده و با افزایش عاملیت ، زنان به تدریج از تابعان مهاجرت به عاملان مهاجرت مبدل شده‌اند. کاستلز و میلر از پدیده هایی نظیر جهانی شدن مهاجرت، تسریع مهاجرت و شتاب مهاجرتی، تفکیک و تمایزپذیری مهاجرت، سیاست‌های مهاجرتی و زنانه شدن مهاجرت به عنوان پنج ویژگی اصلی عصر مهاجرت نام برده‌اند (کاستلز و میلر 1396).
موضوع مهاجرت از منظر جنسیت امری خنثی نیست و افراد بر مبنای جنسیت خود تجربه‌های مهاجرتی متفاوتی را در کشور مبدا، ترانزیت و مقصد در زمینه ادغام و دستیابی به منابع و فرصت ها تجربه خواهند کرد در نتیجه برای داشتن چشم‌اندازی جامع تر به موضوع مهاجران، توجه به مفهوم جنسیت در تحلیل نهایی حائز اهمیت است. بین میزان برخورداری زنان از سرمایه انسانی و نوع مقصد مهاجرتی انتخابی رابطه وجود دارد. با افزایش سن زنان هنگام مهاجرت، افزایش سطح تحصیلات زنان، افزایش میزان استقلال زنان و نقش آنها در ساختار قدرت خانواده، نقش زنان در فرایند مهاجرت افزایش می‌یابد و در نتیجه در تصمیم‌گیری های مهاجرتی مشارکت فعال‌تری می نمایند.
اگرچه ادبیات مهاجرت در ایران قالبی مردانه داشته و دهه‌های پیشین همواره عاملان تحرک مکانی چه به صورت انفرادی چه در قالب خانواده مردان بوده‌اند اما در سالهای اخیر با افزایش سطح تحصیلات و سهولت دسترسی به اطلاعات در عرصه مجازی جریان های مهاجرت از روند مذکر بودن خارج شد و امروزه زنان بخش مهمی از جمعیت مهاجران ایرانی را تشکیل داده‌اند که به واسطه عوامل مختلفی نظیر ارتقاء آگاهی های ناشی از توسعه ارتباطات و اطلاعات، افزایش حضور در اجتماع و در نتیجه تغییر کارکردی نقش‌های سنتی زنانه و گذار به باورهای جدید، انگیزه تحصیل و اشتغال و نظایر آن به تحرک مکانی و مهاجرت برای دستیابی به موقعیت و فرصت‌های جدید دست زد‌ه‌اند.

[1] دکترای انسان شناسی و مطالعات فرهنگی از دانشگاه برمن آلمان، محقق پسادکتری و همکار پژوهشی گروه مطالعات زنان پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.

 

یک لقمه از ادبیات (3۵۶ واژه)

یک لقمه از ادبیات (3۵۶ واژه)

یکی از دارایی‌های مهم هر ملیت، زبان است. تمامی مردم متعلق به یک ملت، از زبان یا زبان‌های رایج در آن خطه تاثیرات فرهنگی و روحی بسیاری می‌گیرند. پیشینه‌ی زبان‌ها در پیشینه‌ی فرهنگی ملت‌ها ریشه‌های عمیق دوانده است. به عبارت دیگر، ادبیات و آداب و رسوم مردم در هم تنیده و هم‌بافته هستند.

آشنایی با ادبیات، اما، کلید بسیاری از قفل‌های فرهنگی است. قفل‌هایی که گاه منجر به تعارض‌های اجتماعی می‌گردند و گاه موجب سوء تفاهم‌های حل‌نشدنی می‌شوند. مثلاً اگر بدانیم وقتی مردم یک شهر از واژه‌ی خاصی معمولاً در چه زمان‌هایی استفاده می‌کنند، در برخوردهای اجتماعی با شنیدن آن واژه برداشت‌های سوء یا نادرست، حداقل تلقی نهایی ما از منظور طرف مقابل‌مان نخواهد بود.

املاء اما، موضوع جالب دیگری است که در تعاملات اجتماعی بروز پیدا می‌کند. باید بپذیریم که املای زبان فارسی در مقایسه با زبان محاوره از دشواری‌های خاص خود برخوردار است. این روزها، نسل جوان خیلی به املای صحیح کلمات اهمیت نمی‌دهند. مثال بارز آن استفاده‌ی ناصحیح «ه» و نقش‌نمای اضافه (ِ) به جای هم‌دیگر است. مثلاً «مردِ خوب» را به اشتباه «مرده خوب» و برعکس «حالم خوبه» را به اشتباه «حالم خوبِ» می‌نویسند. این موضوع به قدری همه‌گیر شده است که موج معکوسی در رسانه‌های اجتماعی، به ویژه توئیتر با هشتگ #هکسره علیه آن به راه افتاده است.

من هم تا مدتی خود را کاملاً متعلق به دسته‌ی مقابل دانسته و در موج مبارزه با این اشتباه – و حتی سایر اشتباه‌های املایی دیگر – حرکت می‌کردم. اما مدت کوتاهی است به این نکته می‌اندیشم که نمی‌توان زبان را از فرهنگ، عقاید، مسائل سیاسی، اعتقاد‌ها و آداب و رسوم یک کشور جدا دانست. همان طور که همه‌ی آن‌ها تغییر کرده‌اند و باز هم تغییر خواهند کرد، زبان هم لاجرم دست‌خوش تغییر می‌شود. کما این که در طول تاریخ، تغییرهای گوناگون بسیاری هم کرده است. مثلاً کلمه‌ی «شدن» در معنای «رفتن» و برعکس، جز در مناطق خاصی از کشور یا در متون ادبی معدود، در عمل، دیگر مورد اقبال عموم نیست. احتمالاً در زمان‌های قدیم استفاده‌های مکرر این دو واژه به جای یکدیگر، اعصاب خیلی‌ها را به هم ریخته است! بنابراین، نمی‌شود انتظار داشت که زبان، قوانین و واژه‌های خود را به طور کامل حفظ نماید.

سیاوش خالدان

۳ خرداد ۱۳۹۸

 

#ادبیات #فرهنگ #خرده_فرهنگ #آداب_و_رسوم #املا #انشا #جامعه_شناسی #روان_شناسی #ایران #فارسی #پارسی #مکتب #ریشه‌های_فرهنگی #تفاوت_نسلها #شعر #ادب

انواع تیپ‌های شخصیتی (126 واژه)

انواع تیپ‌های شخصیتی (126 واژه)

16 تیپ شخصیتی مختلف بر اساس آزمون شخصیت‌شناسی  مایر- بریگز (MBTI) عبارتند از:

هر یک از تیپ‌های شخصیتی شانزده‌گانه دارای مجموعه‌ای از علایق، گرایش‌ها و مشخصات رفتاری به‌خصوصی هستند. دانستن این مسائل به فرد کمک می‌کند تا با شناخت دقیق‌تر و عمیق‌تر از خود، برنامه‌ی عملی‌تر و منطبق‌تری بر اهداف خود در زندگی پیشه نماید. انتخاب شغل، محیط کار، محیط زندگی، شریک کاری، همسر، دوست و بسیاری دیگر از انتخاب‌های فرد می‌تواند با دانستن تیپ شخصیتیش خیلی بهتر و کارسازتر صورت بگیرد.

برای این که بدانید تیپ شخصیتی شما بیشتر به کدام یک از موارد بالا نزدیک است می‌توانید به رایگان در این تست شرکت کنید.

توضیحات تکمیلی درباره هر یک از 16 تیپ به زبان فارسی در وب‌سایت کاربوم قابل مطالعه است.

 

#شخصیت #روانشناسی #مایر_بریگز #تست_شخصیت #جامعه_شناسی #تعارض #تعامل #آزمون_شخصیت #خوشناسی #رفتار #رفتارشناسی #mbti

«پیشنهاداتی برای کنشگران و فعالین اجتماعی در خصوص کمک به مناطق سیل زده»

«پیشنهاداتی برای کنشگران و فعالین اجتماعی در خصوص کمک به مناطق سیل زده»

«پیشنهاداتی برای کنشگران و فعالین اجتماعی در خصوص کمک به مناطق سیل زده»

  منبع عکس: time.com

در ابتدا لازم می دانم به این نکته اشاره کنم که نگارنده، این نوشتار را از زوایه دید یک تسهیلگر اجتماعی و دانش‌آموخته مدیریت و پس از سفر و تحقیق میدانی در مناطق سیل‌زده به رشته تحریر درآورده است. قصد از ارایه این یادداشت، اقدامی جهت گشودن باب گفتگو و هم‌اندیشی فی‌مابین فعالان اجتماعی درباره راهکارهای بهینه رویارویی با بحران‌های پیش روی ناشی از سیل و زلزله و بلایای طبیعی می‌باشد. این متن حاوی برخی از این راهکارهاست:

  • توجه بیشتر به همکاری و هم‌افزایی سازمان‌های مردم‌نهاد (سمن‌ها)[1] (تمرین چنین همکاری در شرایط عادی و غیربحرانی به شدت ضروری به نظر می‌رسد.)
  • تقویت و توانمندسازی سمن‌ها و معتمدین محلی به عنوان بازوهای اصلی عبور از شرایط بحران (مشاهده عینی این‌جانب در مورد استان لرستان، همکاری نزدیکِ 27 سمن و پنج معتمد محلی در قالب یک ستاد واحد بود که به نظر من می‌تواند یکی از اتفاقات امیدوارکننده این روزها برای جامعه مدنی محسوب شود.)
  • شفافیت حداکثری و اطلاع‌رسانی موثر سمن‌ها جهت ایجاد اعتماد در لایه‌های اجتماعی مختلف.
  • عدم ورود به رقابت‌های غیرسازنده و تخریب یکدیگر (شروع و ادامه این بازی بازنده – بازنده موجب کاهش اعتماد عمومی نسبت به کلیه سمن‌ها می‌باشد.)
  • به رسمیت شناختن همه گروه‌های کمک‌رسان (با توجه به این که هر گروه و تشکلی، بدنه اجتماعی پشتیبان خاص خود را دارد، بدیهی‌ست که در زمان‌های بحران عملا هیچ کمک موثر و سازماندهی شده‌ای قابل چشم‌پوشی نمی‌باشد.)
  • تقسیم کاری فی‌مابین سمن‌ها در یکی از دو حالت جغرافیایی یا حوزه تخصصی.
  • ایجاد سامانه‌های اطلاعاتی (نرم‌افزار، اپلیکیشن و …) جهت رصد کردن دقیق نیازها و امکانات (فیزیکی و انسانی) و مرتبط کردن بهینه آن‌ها به یکدیگر.
  • ایجاد و تقویت انجمن‌های تخصصی در استان‌های آسیب‌دیده.
  • ایجاد و تقویت شعبه‌هایی از انجمن‌های تخصصی در استان‌های آسیب‌دیده.
  • شناسایی خانواده‌های محروم‌تر در روستاها و ایجاد چتر حمایتی موثر برای آن‌ها (ضمن هماهنگی با نهادهای مرتبط جهت جلوگیری از موازی کاری.)
  • توجه جدی‌تر به موضوع توانمندسازی زنان و کودکان
  • تسهیل‌گری جهت ایجاد و رونق کسب‌وکار آسیب‌دیدگان علاوه بر کمک‌رسانی کالاییِ صرف، از طریق پیوند با موضوع مسوولیت اجتماعی شرکت‌ها (CSR)
  • استفاده موثرتر از تخصص‌های روان‌شناسان، كُوچ‌ها، منتورها، جامعه‌شناسان، تسهیل‌گران، مددکاران و انجمن‌های تخصصی مربوطه
  • مستندسازی تجارب پس از بحران جهت استفاده بهینه در بحران‌های احتمالی آینده
  • ایجاد و تقویت واحد مدیریت بحران در سمن‌هایی که مایلند در این زمینه فعالیت نمایند.
  • جذب، آموزش تخصصی و سازماندهی نیروهای مستعد و علاقمند به موضوع امدادگری (به عنوان مثال کوهنوردان، رانندگان ماشین‌های آفرود و …)
  • ایجاد ارتباط موثر بین واحد مدیریت بحران سمن‌ها با سازمان امداد و نجات هلال احمر و سازمان داوطلبان هلال احمر
  • مطالبه‌گری مستمر و موثر از دولت، سایر نهادهای حاکمیتی، به ویژه نظام مدیریت بحران کشور جهت عمل به وظایف قانونی که بر عهده و مسوولیت آن‌هاست (مطالبه ارتقای چهار فاکتور کارآیی، شفافیت، پاسخگویی و چابکی در نهادهای مذکور.)
  • مطالعه و بررسی اثربخشی و کارآیی فعالیت‌های صورت گرفته توسط سمن‌ها و نهادهای حاکمیتی از طریق فرد یا واحدی صاحب صلاحیت علمی و تجربی در همان تشکل یا به وسیله نهادهای پژوهشی و دانشگاهی مرتبط
  • مدیریت امکانات مادی جذب شده برای زمانی که تبِ کمک‌های مردمی فروکش خواهد کرد (معمولا یک یا دو ماه پس از حادثه).
  • آموزش مدیریت استرس، کار گروهی، توانایی حل مسئله و خلاقیت به اعضای سمن‌ها جهت رویارویی بهینه با مسائل و مشکلات در زمان‌های بحران.
  منبع عکس: iranian.com

دغدغه شخصی: شاید هر کدام از ما با توجه به تخصص، علاقه و تجربه‌مان گرایش بیشتری به عملیاتی کردن یکی از موارد بالا داشته باشیم. به شخصه موارد یک و دو دغدغه اصلی نگارنده به شمار می‌رود و دست تمام افراد یا گروه‌هایی را که در این زمینه دغدغه فعالیت دارند به گرمی می‌فشارم.

افشین وزیریان – تسهیل‌گر اجتماعی و دانش آموخته مدیریت

فروردین ٩٨

https://t.me/Afshin_Vazirian

#سمن #سیل #سیل_زدگان #افشین_وزیریان #فعالان_اجتماعی #امدادرسانی #کمک_رسانی #اثر_موثر #ایثار_موثر #بلایای_طبیعی #زلزله #بحران #مدیریت_بحران #بحران_مدیریت #کار_گروهی #کمک_های_مردمی #توانمندسازی

#NGO #crisis #flood #disaster #alturism #effective_alturism

[1] NGOs

تغییر رفتار – غیرممکن یا دشوار؟ (810 واژه)

تغییر رفتار – غیرممکن یا دشوار؟ (810 واژه)

یکی از انواع اثرگذاری، اثرگذاری والدین بر روی فرزندان است. طبیعتاً بیشترین اثر بر انسان (حداقل تا سنی مشخص) از سوی والدین اوست. سال‌ها پیش جمله‌ی زیبایی بر روی یکی از تابلوهای شهری خواندم که سرمنشأ خیلی از عقاید بعدی‌ام شد. بر روی آن تابلو نوشته بود: «فرزندان‌مان آن‌گونه که می‌خواهیم نمی‌شوند، آن‌گونه که هستیم، می‌شوند.» تقریباً شخصیت هر فرد بر اساس تاثیراتی که از والدینش می‌پذیرد، شکل می‌گیرد. به عبارت دیگر شخصیت فرزند ترکیب شخصیت والدینش است. برخی از صفات به صورت وراثتی و برخی به صورت خرده‌فرهنگ‌ها اکتسابی در وی نهادینه می‌شود. درست مانند یادگیری زبان (قدرت تکلم) که به صورت تدریجی و مبتنی بر مشاهده، تکرار، آزمون و خطا، تصحیح‌های مکرر، تشویق و تنبیه[1] است، رفتار انسان‌ها نیز در سال‌های اولیه‌ی عمر همین روند را دارند. تمامی آموزش‌های دیگر، اعم از اجتناب از لمس بخاری یا گرفتن ظروف شیشه‌ای با هر دو دست و … از همین قانون تبعیت می‌کنند.

منبع عکس: The Psychologist.com
منبع عکس: raising-teaching-children.blogspot.com

اما وقتی شخصیت یک انسان شکل می‌گیرد، چگونه می‌شود آن را تغییر داد یا اصلاح کرد؟

منبع عکس: ilgamh.ca

  • مهم‌ترین نکته در این خصوص «خواست فردی» است. (تقریباً غیرممکن است یک خرده‌فرهنگ نهادینه شده در فردی بالغ، مانند بلند خندیدن، را بدون خواست خودش تغییر دهید. در این باب پیشنهاد می‌کنم، قانون اول نیوتن[2] را مطالعه نمایید.)
  • مرحله‌ی دوم، بعد از قبول تغییر و تصمیم‌گیری به تغییر توسط خود آن فرد، تکرار و تکرار و تکرار آن رفتار جدید و اجتناب از ناامیدی و خودسرزنشی به خاطر سختی تغییر است. (این نکته در رفتارهایی مانند «زود عصبی شدن» یا «به‌کارگیری واژه‌های نامتعارف در بین صحبت‌ها» بیشتر قابل لمس است.)
  • بعد از تکرار مکرر، آن رفتار تبدیل به عادت شده و دیگر ارادی رخ نمی‌دهد. فرد، بارها ممکن است، رفتار جدید را انجام دهد ولی متوجه اصلاح خودش نباشد. (رسیدن به این مرحله بسیار دشوار بوده و نمی‌توان انتظار داشت در خصوص همه‌ی خرده‌فرهنگ‌های غلط به طور هم‌زمان به این مرحله رسید. زیرا باید به شدت، با مقاومت شدید اطرافیان – با پیش‌قضاوت‌های‌شان – و انکار این اصلاح در وی بجنگد. به عنوان مثال «احترام به همکاران در محیط کار» ممکن است با اموری – که حتی قبلاً یا از سوی سایرین بی‌اشکال تلقی می‌شدند – اکنون تبدیل به بهانه‌هایی شوند که اطرافیان برای عدم اصلاح فرد در این ایراد شخصیتی باز هم به وی گوشزد نمایند. به هر حال نباید قانون سوم نیوتن2 را هم نادیده گرفت! در این مرحله تغییر محیط خیلی به فرد کمک می‌کند.)
  • عادت‌ها بعد از مدتی در ضمیر ناخودآگاه فرد جا خوش می‌کنند. در این مرحله می‌توان ادعا کرد که خرده‌فرهنگ جدید جایگزین قبلی شده و فرد آن رفتار را در نهاد خود اصلاح نموده است.

نکته‌ی بسیار مهم: مقاومت اطرافیان، کم‌انرژی بودن افراد، ناامیدی از توفیق یا حداقل توفیق زودهنگام، عدم آگاهی و عوامل بسیارِ دیگری ممکن است باعث شوند فردی برای مدت طولانی یا شاید همیشه در اشتباه رفتاری یا فکری بماند. این موضوع وقتی که وی، عمیقاً، قبول کرده است باید تغییر کند، برایش تحمل‌ناپذیر می‌شود. از این رو راه‌هایی مانند خودمراقبتی شدید، صبر بی‌اندازه، گفتگو و تعامل با محیط و امدادخواهی از آنان و نهایتاً تغییر دادن محیط (اقداماتی نظیر استعفا از محل کار، انصراف از همراهی در یک پروژه، مهاجرت و …) پیشنهاد می‌شوند.

سیاوش خالدان – 30 فروردین 1398 «تهران»

#روانشناسی #جامعه_شناسی #فرهنگ #رفتار #تغییر #اصلاح #نیوتن #کودک #تربیت #والدین #فرزند #شخصیت

 

[1] در مورد واژه‌ی تشویق و تنبیه قدرت تکلم به این مثال توجه کنید: کودکی موفق می‌شود برای اولین بار واژه‌ی «غذا» را صحیح ادا نماید. پیش از آن که والدین برای وی غذا بیاورند با ذوق و آغوش و بوسه، هیجان خود را از دستاورد جدید فرزندشان به وی نشان می‌دهند. حال فرض کنید که فرزند این واژه را به اشتباه با آوایی دیگر (مثلاً «گَدا») به زبان آورد. والدین ممکن است نخست در تصحیح ادای این کلمه کوشیده و سپس به آوردن غذا برای وی مبادرت ورزند. همین تاخیر در تغذیه‌ی کودک از دیدگاه کودکانه‌ی وی نوعی تنبیه به شمار می‌رود. این موضوع درباره واژه‌های سخت‌تر بیشتر مشهود است. مثلاً وقتی می‌خواهید به کودکی که تعدادی واژه‌ی محدود، آن هم با تلفظ‌های کم و بیش اشتباه بیان می‌کند، بفهمانید که مثلاٌ از روی میز کیف پول‌تان را بیاورد و با اشاره، تکران و چندین بار آزمون و خطای او، سرانجام موفق می‌شوید، گرچه انتظار ندارید از فردا واژه‌ی «کیف پول» را به راحتی بیان نماید، اما به احتمال زیاد انتظار دارید دفعه‌ی بعد برای تکرار همین تقاضا انرژی کمتری مصرف کنید.

[2] قوانین نیوتن

مستقل‌های جمعِ کل (381 واژه)

مستقل‌های جمعِ کل (381 واژه)

یکی از نخستین ارکان تفکر سیستمی منطق افرازاندیشی است. افراز (MECE)[1] به نوعی از تقسیم‌بندی می‌گویند که در آن یک مجموعه به نحوی به زیرمجموعه‌های کوچک‌تر تقسیم می‌شود که همه‌ی آن‌ها دو شرط زیر را دارا باشند:

  • اجتماع همه‌ی زیرمجموعه‌های کوچک، کل آن مجموعه را تشکیل دهد.
  • همه‌ی زیرمجموعه‌ها دو به دو با هم هیچ اشتراکی نداشته باشند.

به سه شکل زیر توجه نمایید.

الف
ب

ج

شکل «الف» نماد یک تقسیم‌بندی افراز نیست. زیرا اجتماع سه مجموعه برابر با کل نیست گرچه دو به دو با هم اشتراک ندارند.

شکل «ب» نماد یک تقسیم‌بندی افراز نیست. زیرا زیرمجموعه‌ها با هم اشتراک دارند گرچه اجتماع آن‌ها کل را تشکیل می‌دهند.

اما شکل «ج» نماد یک تقسیم‌بندی افراز است. زیرا هم اجتماع سه مجموعه برابر با کل است و هم زیرمجموعه‌ها، دو به دو، با هم اشتراکی ندارند.

 

در طرح یک سوال روانشناختی و به ویژه تعیین گزینه‌‌های آن، اگر بر مبنای منطق تقسیم‌بندی افراز عمل نکنیم، برخی از مخاطبان را از دست می‌دهیم. زیرا برخی افراد یا متعلق به هیچ دسته‌ای نیستند، یا به بیش از یک دسته تعلق دارند. به مثال‌های زیر توجه فرمایید:

سوال: شما چه قدر در زندگی‌تان تسلیم شده‌اید؟

گزینه‌ها را در سه حالت زیر بررسی نمایید.

حالت گزینه‌ها افراز؟ چرا؟
«الف» 1) خیلی زیاد     2) خیلی کم افراز نیست. چون ممکن است فردی تعدادی نه کم و نه زیاد تسلیم گردد.
«ب» 1) گه‌گاه     2) متوسط     3) هرگز افراز نیست. چون ممکن است به هر دو گزینه‌ی ا و 2 تعلق داشته باشد.
«ج» 1) زیاد  2) متوسط   3) کم  4) هرگز افراز است. چون در هر صورت، یک فرد باید به یک و فقط یکی از گزینه‌ها تعلق داشته باشد.

 

درک صحیح تقسیم‌بندی‌های افراز، اولین رکن درک صحیح محیط است. به عنوان مثال وقتی یک انسان می‌خواهد برای آینده‌اش یک روش موفق‌تر آموزش زبان انگلیسی انتخاب کند که اشتباه‌های قبلی را دیگر تکرار نکند، قبل از آن که دانستن تعریف «اشتباه»، «روش صحیح»، «متدهای آموزش زبان انگلیسی» و … لازم باشند، باید فرد، ابتدا، بتواند خطوط مشخصی را در زمان ترسیم کند و آن را به خوبی به «گذشته»، «حال» و «آینده» تقسیم نماید تا با نگریستن به وقایع گذشته برای آینده تصمیم بگیرد. این که در چه مقطعی از زمان این خط‌کشی صورت بگیرد، مطلقاً قانون‌پذیر نیست و از هیچ استاندارد خاصی تبعیت نمی‌کند. این نسخه برای هر فرد مخصوص به خود اوست. تنها باید بداند چگونه زمان را تقسیم کند.

 

[1] Mutually Exclusive Collectively Exhaustive

 

 

#افراز #تفکر_سیستمی #تفکر_استراتژیک #مجموعه‌ها #تقسیم‌بندی #استنتاج #استدلال #ریاضی #منطق #زیرمجموعه #اشتراک #اجتماع #اجتماع_کل #مستقل #روانشناسی #جامعه_شناسی #نگرش #طرز_فکر

#MECE #strategy #system

هر آن چه که می‌توان بخشید. (230 واژه)

هر آن چه که می‌توان بخشید. (230 واژه)

ویدیوی 17 دقیقه‌ای جذاب سخنرانی آقای سینگر در سال 2013 را ببینید. می‌توانید با کلیک بر روی علامت نوشته در زیر قاب ویدیو زیرنویس انگلیسی / فارسی آن را فعال نمایید.

 

به هر حال، متن‌های انگلیسی و فارسی آن را نیز در این لینک برای‌تان گذاشته‌ام.

ایثار (نوع‌دوستی) موثر[1] یک حرکت اجتماعی که با استفاده از شواهد و دلایل به یافتن موثرترین روش‌هایی می‌گردد که از طریق آن‌ها می‌شود به دیگران نفع رساند. پیتر سینگر[2] (فیلسوف اخلاق استرالیایی)، داستین موسکویتز[3] (هم‌بنیان‌گذار فیسبوک)، ویلیام مک‌آسکیل[4] (فیلسوف اسکاتلندی) و توبی اورد[5] (فیلسوف استرالیایی) از فعال‌ترین افراد سرشناس در این زمینه هستند. مک‌آسکیل در یکی از اقداماتش سازمان غیرانتفاعی 80 هزار ساعت را با سرمایه‌گذاری مرکز رشد مشهور سن‌فرانسیسکوئی، یعنی وای‌کامبینیتور[6] راه انداخت. این سازمان با کنایه از فرصت هر فرد برای کار کردن و اشتغال (که چیزی در حدود 80 هزار ساعت در طول عمر اوست) به جوانان و دانش‌اموختگان تازه‌وارد می‌آموزد که چه شغلی را برگزینند تا به وسیله‌ی آن بیشترین اثر اجتماعی[7] را بر جای بگذارند. توبی اورد نیز طرح غیرانتفاعی «هر آن چه که می‌توان بخشید»[8] را مرکز ایثار موثر[9] راه‌اندازی نمود که در آن حرکت‌های مختلف خیرخواهانه و بشردوستانه بر اساس مطالعات علمی دقیق و شاخص‌های معتبر با یکدیگر مقایسه می‌شوند و علاوه بر اعطای اعانه‌های قابل توجه به این مراکز خیریه (که خود از محل اهدائیات تأمین می‌شود)، بهترین روش صرف هزینه‌های خیریه را به خیّرین علاقه‌مند معرفی می‌کند.

سیاوش خالدان – چهاردهم فروردین یک‌هزار و سیصد و نود و هشت خورشیدی (03 – 04 – 2019)

 

[1] Effective Altruism

[2] Peter Singer

[3] Dustin Moskovitz

[4] William MacAskill

[5] Toby Ord

[6] Y-Combinator

[7] Social Impact

[8] Giving What WE Can

[9] Center for Effective Alturism

تاثیرگذاری اجتماعی انسان (334 واژه)

تاثیرگذاری اجتماعی انسان (334 واژه)

بر اساس نسخه‌ی به‌روز شده‌ی هرم نیازهای انسان، که بعدها مازلو ارائه نمود[1]، انسان‌ها پس از طی شدن کلیه‌ی مراحل فرآیند تأمین نیازهای‌شان، به اثرگذاری در اجتماع روی می‌آورند.

انتخاب آدم‌ها متفاوت است. چون اولاً گزینه‌های پیش روی هر فرد در زمان‌های مختلف متفاوت است، ثانیاً اولویت هر کسی برای کسب انرژی از محیط‌‌شان گوناگون است. مثلاً هنرمندان از دیده شدن آثارشان شاید، مهندسان عمران یا معماری از استحکام بنا یا زیبایی آن، پزشکان از سلامت بیماران‌شان بعد از مداخله‌ی درمانی و … فارغ از تخصص، برخی اولویت اول‌شان شهرت است، برخی محبوبیت، مقام، قدرت، ثروت، علم و بعضی حیثیت اجتماعی[2].

البته این دسته‌بندی انسان‌ها خیلی مطقن و خط‌کشی شده نیست و خیلی‌ها در چند دسته قرار می‌گیرند؛ یعنی با وزن‌های مختلف ترکیبی از مطلوب‌های یاد شده را در اولویت زندگی خود قرار می‌دهند. این مورد آخر – یعنی حیثیت اجتماعی – را می‌توان به اثرگذاری در اجتماع نیز تعبیر نمود. وقتی می‌خواهی بر روی یک اجتماعی از انسان‌ها اثر بگذاری باید تعریف سه واژه را – حداقل برای خودت – تبیین نمایی: انسان، اجتماع و اثر. تعریف انسان و جامعه که خیلی جای بحث دارد و اصلاً در تخصص من هم نیست. ولی اجمالاً به این نکته اشاره کنم که انسان دارای احساس است و خیلی از تصمیم‌گیری‌هایش مبتنی بر ترکیبی از احساس و منطق هستند.

جامعه هم مجموعه‌ای از همین انسان‌ها هستند که تازه در مقابل یکدیگر به کنش و واکنش‌های متنوع و گه‌گاه غیرقابل پیش‌بینی دچار می‌شوند. اثر هم از نظر من دو جنبه دارد: جغرافیا و تاریخ! این که تأثیر عمل یا حرکت تو چه تعداد انسان را در چه مکان‌هایی در بر بگیرد (جغرافیا) و تا چه زمانی پایدار باشد (تاریخ)؟

مثلاً هر یک از مشاهیر، برای کمک به سیل‌زدگان، می‌توانند اقدام‌هایی متفاوت کنند. یکی به محل حادثه می‌رود و با دیدن مشکلات مردم از نزدیک، برای کم کردن بار مشکلات آنان، در حد توان و مسئولیتش تصمیم‌هایی می‌گیرد. اما عده‌ای هم با اعلام شماره‌ی حساب بانکی جمعیت هلال احمر از طرفداران خود دعوت می‌کنند کمک‌های نقدی را یک‌جا جمع نمایند.

سیاوش خالدان – نهم فروردین یک‌هزار و سیصد و نود و هشت خورشیدی (29 – 03 – 2019)

 

[1] National Library of Australia

[2]  بر اساس دسته‌بندی مطلوب‌های انسان توسط استاد مصطفی ملکیان (مراجعه کنید به: موفقیت-یا-رضایت-ملکیان/https://3danet.ir)

#احساس #عقل #ذهن #حرکت_اجتماعی #اثر #موثر #اثربخشی #اثرگذاری #اثرموثر #اجتماع #اثراجتماعی #سیل #سیل_زدگان #بلایای_طبیعی #خیریه #نوع_دوستی #نوع_دوستی_موثر #ایران_نالج #انتقال_دانش #نیازهای_انسان #هرم_مازلو #عزت_نفس #خودباوری #خودسازی #برتری #مازلو #محبوبیت #شهرت #مقام #قدرت #ثروت #علم #حیثیت_اجتماعی #پرستیژ #iranknowledge #effective_alturism #maslow #social_impact #charity #knowledge_transfer #mindfulness #self_esteem #self_actualization