تغییر رفتار – غیرممکن یا دشوار؟ (810 واژه)

تغییر رفتار – غیرممکن یا دشوار؟ (810 واژه)

یکی از انواع اثرگذاری، اثرگذاری والدین بر روی فرزندان است. طبیعتاً بیشترین اثر بر انسان (حداقل تا سنی مشخص) از سوی والدین اوست. سال‌ها پیش جمله‌ی زیبایی بر روی یکی از تابلوهای شهری خواندم که سرمنشأ خیلی از عقاید بعدی‌ام شد. بر روی آن تابلو نوشته بود: «فرزندان‌مان آن‌گونه که می‌خواهیم نمی‌شوند، آن‌گونه که هستیم، می‌شوند.» تقریباً شخصیت هر فرد بر اساس تاثیراتی که از والدینش می‌پذیرد، شکل می‌گیرد. به عبارت دیگر شخصیت فرزند ترکیب شخصیت والدینش است. برخی از صفات به صورت وراثتی و برخی به صورت خرده‌فرهنگ‌ها اکتسابی در وی نهادینه می‌شود. درست مانند یادگیری زبان (قدرت تکلم) که به صورت تدریجی و مبتنی بر مشاهده، تکرار، آزمون و خطا، تصحیح‌های مکرر، تشویق و تنبیه[1] است، رفتار انسان‌ها نیز در سال‌های اولیه‌ی عمر همین روند را دارند. تمامی آموزش‌های دیگر، اعم از اجتناب از لمس بخاری یا گرفتن ظروف شیشه‌ای با هر دو دست و … از همین قانون تبعیت می‌کنند.

منبع عکس: The Psychologist.com
منبع عکس: raising-teaching-children.blogspot.com

اما وقتی شخصیت یک انسان شکل می‌گیرد، چگونه می‌شود آن را تغییر داد یا اصلاح کرد؟

منبع عکس: ilgamh.ca

  • مهم‌ترین نکته در این خصوص «خواست فردی» است. (تقریباً غیرممکن است یک خرده‌فرهنگ نهادینه شده در فردی بالغ، مانند بلند خندیدن، را بدون خواست خودش تغییر دهید. در این باب پیشنهاد می‌کنم، قانون اول نیوتن[2] را مطالعه نمایید.)
  • مرحله‌ی دوم، بعد از قبول تغییر و تصمیم‌گیری به تغییر توسط خود آن فرد، تکرار و تکرار و تکرار آن رفتار جدید و اجتناب از ناامیدی و خودسرزنشی به خاطر سختی تغییر است. (این نکته در رفتارهایی مانند «زود عصبی شدن» یا «به‌کارگیری واژه‌های نامتعارف در بین صحبت‌ها» بیشتر قابل لمس است.)
  • بعد از تکرار مکرر، آن رفتار تبدیل به عادت شده و دیگر ارادی رخ نمی‌دهد. فرد، بارها ممکن است، رفتار جدید را انجام دهد ولی متوجه اصلاح خودش نباشد. (رسیدن به این مرحله بسیار دشوار بوده و نمی‌توان انتظار داشت در خصوص همه‌ی خرده‌فرهنگ‌های غلط به طور هم‌زمان به این مرحله رسید. زیرا باید به شدت، با مقاومت شدید اطرافیان – با پیش‌قضاوت‌های‌شان – و انکار این اصلاح در وی بجنگد. به عنوان مثال «احترام به همکاران در محیط کار» ممکن است با اموری – که حتی قبلاً یا از سوی سایرین بی‌اشکال تلقی می‌شدند – اکنون تبدیل به بهانه‌هایی شوند که اطرافیان برای عدم اصلاح فرد در این ایراد شخصیتی باز هم به وی گوشزد نمایند. به هر حال نباید قانون سوم نیوتن2 را هم نادیده گرفت! در این مرحله تغییر محیط خیلی به فرد کمک می‌کند.)
  • عادت‌ها بعد از مدتی در ضمیر ناخودآگاه فرد جا خوش می‌کنند. در این مرحله می‌توان ادعا کرد که خرده‌فرهنگ جدید جایگزین قبلی شده و فرد آن رفتار را در نهاد خود اصلاح نموده است.

نکته‌ی بسیار مهم: مقاومت اطرافیان، کم‌انرژی بودن افراد، ناامیدی از توفیق یا حداقل توفیق زودهنگام، عدم آگاهی و عوامل بسیارِ دیگری ممکن است باعث شوند فردی برای مدت طولانی یا شاید همیشه در اشتباه رفتاری یا فکری بماند. این موضوع وقتی که وی، عمیقاً، قبول کرده است باید تغییر کند، برایش تحمل‌ناپذیر می‌شود. از این رو راه‌هایی مانند خودمراقبتی شدید، صبر بی‌اندازه، گفتگو و تعامل با محیط و امدادخواهی از آنان و نهایتاً تغییر دادن محیط (اقداماتی نظیر استعفا از محل کار، انصراف از همراهی در یک پروژه، مهاجرت و …) پیشنهاد می‌شوند.

سیاوش خالدان – 30 فروردین 1398 «تهران»

#روانشناسی #جامعه_شناسی #فرهنگ #رفتار #تغییر #اصلاح #نیوتن #کودک #تربیت #والدین #فرزند #شخصیت

 

[1] در مورد واژه‌ی تشویق و تنبیه قدرت تکلم به این مثال توجه کنید: کودکی موفق می‌شود برای اولین بار واژه‌ی «غذا» را صحیح ادا نماید. پیش از آن که والدین برای وی غذا بیاورند با ذوق و آغوش و بوسه، هیجان خود را از دستاورد جدید فرزندشان به وی نشان می‌دهند. حال فرض کنید که فرزند این واژه را به اشتباه با آوایی دیگر (مثلاً «گَدا») به زبان آورد. والدین ممکن است نخست در تصحیح ادای این کلمه کوشیده و سپس به آوردن غذا برای وی مبادرت ورزند. همین تاخیر در تغذیه‌ی کودک از دیدگاه کودکانه‌ی وی نوعی تنبیه به شمار می‌رود. این موضوع درباره واژه‌های سخت‌تر بیشتر مشهود است. مثلاً وقتی می‌خواهید به کودکی که تعدادی واژه‌ی محدود، آن هم با تلفظ‌های کم و بیش اشتباه بیان می‌کند، بفهمانید که مثلاٌ از روی میز کیف پول‌تان را بیاورد و با اشاره، تکران و چندین بار آزمون و خطای او، سرانجام موفق می‌شوید، گرچه انتظار ندارید از فردا واژه‌ی «کیف پول» را به راحتی بیان نماید، اما به احتمال زیاد انتظار دارید دفعه‌ی بعد برای تکرار همین تقاضا انرژی کمتری مصرف کنید.

[2] قوانین نیوتن

مستقل‌های جمعِ کل (381 واژه)

مستقل‌های جمعِ کل (381 واژه)

یکی از نخستین ارکان تفکر سیستمی منطق افرازاندیشی است. افراز (MECE)[1] به نوعی از تقسیم‌بندی می‌گویند که در آن یک مجموعه به نحوی به زیرمجموعه‌های کوچک‌تر تقسیم می‌شود که همه‌ی آن‌ها دو شرط زیر را دارا باشند:

  • اجتماع همه‌ی زیرمجموعه‌های کوچک، کل آن مجموعه را تشکیل دهد.
  • همه‌ی زیرمجموعه‌ها دو به دو با هم هیچ اشتراکی نداشته باشند.

به سه شکل زیر توجه نمایید.

الف
ب

ج

شکل «الف» نماد یک تقسیم‌بندی افراز نیست. زیرا اجتماع سه مجموعه برابر با کل نیست گرچه دو به دو با هم اشتراک ندارند.

شکل «ب» نماد یک تقسیم‌بندی افراز نیست. زیرا زیرمجموعه‌ها با هم اشتراک دارند گرچه اجتماع آن‌ها کل را تشکیل می‌دهند.

اما شکل «ج» نماد یک تقسیم‌بندی افراز است. زیرا هم اجتماع سه مجموعه برابر با کل است و هم زیرمجموعه‌ها، دو به دو، با هم اشتراکی ندارند.

 

در طرح یک سوال روانشناختی و به ویژه تعیین گزینه‌‌های آن، اگر بر مبنای منطق تقسیم‌بندی افراز عمل نکنیم، برخی از مخاطبان را از دست می‌دهیم. زیرا برخی افراد یا متعلق به هیچ دسته‌ای نیستند، یا به بیش از یک دسته تعلق دارند. به مثال‌های زیر توجه فرمایید:

سوال: شما چه قدر در زندگی‌تان تسلیم شده‌اید؟

گزینه‌ها را در سه حالت زیر بررسی نمایید.

حالت گزینه‌ها افراز؟ چرا؟
«الف» 1) خیلی زیاد     2) خیلی کم افراز نیست. چون ممکن است فردی تعدادی نه کم و نه زیاد تسلیم گردد.
«ب» 1) گه‌گاه     2) متوسط     3) هرگز افراز نیست. چون ممکن است به هر دو گزینه‌ی ا و 2 تعلق داشته باشد.
«ج» 1) زیاد  2) متوسط   3) کم  4) هرگز افراز است. چون در هر صورت، یک فرد باید به یک و فقط یکی از گزینه‌ها تعلق داشته باشد.

 

درک صحیح تقسیم‌بندی‌های افراز، اولین رکن درک صحیح محیط است. به عنوان مثال وقتی یک انسان می‌خواهد برای آینده‌اش یک روش موفق‌تر آموزش زبان انگلیسی انتخاب کند که اشتباه‌های قبلی را دیگر تکرار نکند، قبل از آن که دانستن تعریف «اشتباه»، «روش صحیح»، «متدهای آموزش زبان انگلیسی» و … لازم باشند، باید فرد، ابتدا، بتواند خطوط مشخصی را در زمان ترسیم کند و آن را به خوبی به «گذشته»، «حال» و «آینده» تقسیم نماید تا با نگریستن به وقایع گذشته برای آینده تصمیم بگیرد. این که در چه مقطعی از زمان این خط‌کشی صورت بگیرد، مطلقاً قانون‌پذیر نیست و از هیچ استاندارد خاصی تبعیت نمی‌کند. این نسخه برای هر فرد مخصوص به خود اوست. تنها باید بداند چگونه زمان را تقسیم کند.

 

[1] Mutually Exclusive Collectively Exhaustive

 

 

#افراز #تفکر_سیستمی #تفکر_استراتژیک #مجموعه‌ها #تقسیم‌بندی #استنتاج #استدلال #ریاضی #منطق #زیرمجموعه #اشتراک #اجتماع #اجتماع_کل #مستقل #روانشناسی #جامعه_شناسی #نگرش #طرز_فکر

#MECE #strategy #system

هر آن چه که می‌توان بخشید. (230 واژه)

هر آن چه که می‌توان بخشید. (230 واژه)

ویدیوی 17 دقیقه‌ای جذاب سخنرانی آقای سینگر در سال 2013 را ببینید. می‌توانید با کلیک بر روی علامت نوشته در زیر قاب ویدیو زیرنویس انگلیسی / فارسی آن را فعال نمایید.

 

به هر حال، متن‌های انگلیسی و فارسی آن را نیز در این لینک برای‌تان گذاشته‌ام.

ایثار (نوع‌دوستی) موثر[1] یک حرکت اجتماعی که با استفاده از شواهد و دلایل به یافتن موثرترین روش‌هایی می‌گردد که از طریق آن‌ها می‌شود به دیگران نفع رساند. پیتر سینگر[2] (فیلسوف اخلاق استرالیایی)، داستین موسکویتز[3] (هم‌بنیان‌گذار فیسبوک)، ویلیام مک‌آسکیل[4] (فیلسوف اسکاتلندی) و توبی اورد[5] (فیلسوف استرالیایی) از فعال‌ترین افراد سرشناس در این زمینه هستند. مک‌آسکیل در یکی از اقداماتش سازمان غیرانتفاعی 80 هزار ساعت را با سرمایه‌گذاری مرکز رشد مشهور سن‌فرانسیسکوئی، یعنی وای‌کامبینیتور[6] راه انداخت. این سازمان با کنایه از فرصت هر فرد برای کار کردن و اشتغال (که چیزی در حدود 80 هزار ساعت در طول عمر اوست) به جوانان و دانش‌اموختگان تازه‌وارد می‌آموزد که چه شغلی را برگزینند تا به وسیله‌ی آن بیشترین اثر اجتماعی[7] را بر جای بگذارند. توبی اورد نیز طرح غیرانتفاعی «هر آن چه که می‌توان بخشید»[8] را مرکز ایثار موثر[9] راه‌اندازی نمود که در آن حرکت‌های مختلف خیرخواهانه و بشردوستانه بر اساس مطالعات علمی دقیق و شاخص‌های معتبر با یکدیگر مقایسه می‌شوند و علاوه بر اعطای اعانه‌های قابل توجه به این مراکز خیریه (که خود از محل اهدائیات تأمین می‌شود)، بهترین روش صرف هزینه‌های خیریه را به خیّرین علاقه‌مند معرفی می‌کند.

سیاوش خالدان – چهاردهم فروردین یک‌هزار و سیصد و نود و هشت خورشیدی (03 – 04 – 2019)

 

[1] Effective Altruism

[2] Peter Singer

[3] Dustin Moskovitz

[4] William MacAskill

[5] Toby Ord

[6] Y-Combinator

[7] Social Impact

[8] Giving What WE Can

[9] Center for Effective Alturism

تاثیرگذاری اجتماعی انسان (334 واژه)

تاثیرگذاری اجتماعی انسان (334 واژه)

بر اساس نسخه‌ی به‌روز شده‌ی هرم نیازهای انسان، که بعدها مازلو ارائه نمود[1]، انسان‌ها پس از طی شدن کلیه‌ی مراحل فرآیند تأمین نیازهای‌شان، به اثرگذاری در اجتماع روی می‌آورند.

انتخاب آدم‌ها متفاوت است. چون اولاً گزینه‌های پیش روی هر فرد در زمان‌های مختلف متفاوت است، ثانیاً اولویت هر کسی برای کسب انرژی از محیط‌‌شان گوناگون است. مثلاً هنرمندان از دیده شدن آثارشان شاید، مهندسان عمران یا معماری از استحکام بنا یا زیبایی آن، پزشکان از سلامت بیماران‌شان بعد از مداخله‌ی درمانی و … فارغ از تخصص، برخی اولویت اول‌شان شهرت است، برخی محبوبیت، مقام، قدرت، ثروت، علم و بعضی حیثیت اجتماعی[2].

البته این دسته‌بندی انسان‌ها خیلی مطقن و خط‌کشی شده نیست و خیلی‌ها در چند دسته قرار می‌گیرند؛ یعنی با وزن‌های مختلف ترکیبی از مطلوب‌های یاد شده را در اولویت زندگی خود قرار می‌دهند. این مورد آخر – یعنی حیثیت اجتماعی – را می‌توان به اثرگذاری در اجتماع نیز تعبیر نمود. وقتی می‌خواهی بر روی یک اجتماعی از انسان‌ها اثر بگذاری باید تعریف سه واژه را – حداقل برای خودت – تبیین نمایی: انسان، اجتماع و اثر. تعریف انسان و جامعه که خیلی جای بحث دارد و اصلاً در تخصص من هم نیست. ولی اجمالاً به این نکته اشاره کنم که انسان دارای احساس است و خیلی از تصمیم‌گیری‌هایش مبتنی بر ترکیبی از احساس و منطق هستند.

جامعه هم مجموعه‌ای از همین انسان‌ها هستند که تازه در مقابل یکدیگر به کنش و واکنش‌های متنوع و گه‌گاه غیرقابل پیش‌بینی دچار می‌شوند. اثر هم از نظر من دو جنبه دارد: جغرافیا و تاریخ! این که تأثیر عمل یا حرکت تو چه تعداد انسان را در چه مکان‌هایی در بر بگیرد (جغرافیا) و تا چه زمانی پایدار باشد (تاریخ)؟

مثلاً هر یک از مشاهیر، برای کمک به سیل‌زدگان، می‌توانند اقدام‌هایی متفاوت کنند. یکی به محل حادثه می‌رود و با دیدن مشکلات مردم از نزدیک، برای کم کردن بار مشکلات آنان، در حد توان و مسئولیتش تصمیم‌هایی می‌گیرد. اما عده‌ای هم با اعلام شماره‌ی حساب بانکی جمعیت هلال احمر از طرفداران خود دعوت می‌کنند کمک‌های نقدی را یک‌جا جمع نمایند.

سیاوش خالدان – نهم فروردین یک‌هزار و سیصد و نود و هشت خورشیدی (29 – 03 – 2019)

 

[1] National Library of Australia

[2]  بر اساس دسته‌بندی مطلوب‌های انسان توسط استاد مصطفی ملکیان (مراجعه کنید به: موفقیت-یا-رضایت-ملکیان/https://3danet.ir)

#احساس #عقل #ذهن #حرکت_اجتماعی #اثر #موثر #اثربخشی #اثرگذاری #اثرموثر #اجتماع #اثراجتماعی #سیل #سیل_زدگان #بلایای_طبیعی #خیریه #نوع_دوستی #نوع_دوستی_موثر #ایران_نالج #انتقال_دانش #نیازهای_انسان #هرم_مازلو #عزت_نفس #خودباوری #خودسازی #برتری #مازلو #محبوبیت #شهرت #مقام #قدرت #ثروت #علم #حیثیت_اجتماعی #پرستیژ #iranknowledge #effective_alturism #maslow #social_impact #charity #knowledge_transfer #mindfulness #self_esteem #self_actualization